همانقدر که بسیاری داستان ها و برخی صداها شدیدن از ما دورند و نامربوط، بعضی از آنها از خود ما به ما نزدیک ترند. الینا برای به متن کشاندن صدایش با گوش ما شوخی ندارد. خودش جائی دیگر می نویسد و می خواند که «این صدا جزئی از من است و منِ در حاشیه، در خطرِ [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘ادبیات ایران’
بچهْ پُرروی اکبرآقا/ ایرج پزشکزاد
Posted: 6 فوریه 2012 in ادبیات ایرانبرچسبها: انترناسیونال بچه پرروها, ایرج پزشکزاد, ادبیات ایران, ادبیات داستانی
چندی پیش نمایشنامه ای از مجموعۀ «انترناسیونال بچه پرروها»، مجموعۀ هفده مقاله و لطیفۀ سیاسی از «ایرج پزشکزاد» در همین وبلاگ خواندید. مجموعه ای از نویسندۀ آثاری ماندگار چون «دائی جان ناپلئون»، «ادب مرد به ز دولت اوست…»، «خانوادۀ نیک اختر»، «ماشاالله خان در دربار هارون الرشید» و… «انترناسیونال بچه پرروها» مجموعۀ طنزهای ژورنالیستی پزشکزاد [...]
کرانی ندارد بیابانِ ما… (۱)
Posted: 31 ژانویه 2012 in ادبیات ایران, ادبیات سوئدبرچسبها: ادبیات تبعید, ادبیات داستانی
به نظر این حقیر به بخشی از واقعیت هائی که دور و بر ما در این غربت بی مر جاریست را تنها می شود با عینک رئالیسم کثیف نگاه کرد و با همان زبان، بیانش. داستانکی که می خوانید جزء یک مجموعه است که با همین تم و کمابیش با شخصیت های تکراری نوشته شده است. [...]
انترناسیونال بچه پرروها/ ایرج پزشکزاد
Posted: 19 دسامبر 2011 in ادبیات ایرانبرچسبها: انترناسیونال بچه پرروها, ایرج پزشک زاد, ادبیات ایران, ادبیات دراماتیک, شنیدم گوسفندی را...
ایرج پزشکزاد نویسنده و طنزپرداز و خالق «دائی جان ناپلئون» از معرفی چون منی بی نیاز است. منتها اگر بیوگرافی و کتابشناسیش را لازم دارید می توانید در ویکی پدیا بخوانید. انترناسیونال بچه پرروها مجموعه ای است قدیمی، به قدمت انقلاب اسلامی، شامل طنزهای مطبوعاتی ایرج پزشکزاد، طنزنویس برجسته ایرانی که عمرش دراز باد. در [...]
خانم زمان، حماسۀ مدرن شهر تهران
Posted: 5 دسامبر 2011 in ادبیات ایران, دریچه ای بر جهانِ فرهنگ, سی وی CVبرچسبها: محمد علی سپانلو, خانم زمان
زمانی که در میانۀ دهۀ 90 میلادی دوستی کتاب سپانلو که آن وقت جدید بود را معرفی کرد تا به حال شاید ده دوازده نسخه از آن را خریداری کرده ام. همان زمان کتاب نقلی «خانم زمان» تا مدتی همراه روز و شبم بود. زمانی که شبهایش به میخواره گی و شعر می گذشت. خانم [...]
خیر… خبر راست است. تاریخ مراسم یادبودش را هم اعلام کرده اند. کلیسای فلان. زمان سه شنبۀ آینده، دهم ماه مۀ 2011. یعنی این که شاعر به خواست خود روی در نقاب خاک کشید. رفت. صحبت از شاعری است که نوشته هایش صورت دیگرِ رنجش بود، هر چند سعی می کرد در آن ها لبخند [...]
از: از پشت پنجره
Posted: 27 آوریل 2011 in ادبیات ایرانبرچسبها: از دفتر «از پشت پنجره», شعر, طاهر جام برسنگ 1999
از دفتر «از پشت پنجره» تصاویر اسکن شدۀ چند صفحه را دارم. مشق هایی اند که بیشتر از یک دهه از عمرشان گذشته. در یکی دو پست پیشتر یکی دو خط دربارۀ این دفتر نوشته بودم. خلاصه که «خیال» اینه که می بینید!
از پشت پنجره، مجموعه ای بود از شعرهام که سال 1999 در استکهلم منتشر شد. این که می گویم منتشر شد را باید توضیح بدهم که با تیراژِ کتاب های این چنینی در آن سالها منتشر شد، که البته تا آنجائی که خبرناکم و مسبوق، در این سالها اگر کمتر نشده باشد، بیشتر نشده. و چنین [...]
