برخورد نزدیک از نوع متفاوت سوم/ بوکوفسکی

منتشرشده: 13 ژانویه 2011 در بوکاوسکی
برچسب‌ها:,
از دفتر: Play the piano drunk like a percussion instrument until fingers begin to bleed a bit
فارسی: طاهر جام برسنگ

زن پرسید:
می ­ریم سینما یا نه؟
مرد گفت:
البته! باشه، بیا بریم

زن گفت:
نمی­ خوام شورت بپوشم،
تا بتونی تو تاریکی کسمو قلقلک بدی

مرد پرسید:
پاپ­ کرن کره ­ای می ­خریم؟

زن گفت:
معلومه

مرد گفت:
شورتتو بپوش

زن پرسید:
باز چی شده؟

مرد جواب داد:
می­ خوام فقط فیلم نیگا کنم.

زن گفت:
ببین چی می ­گم
می ­تونستم چرخی تو شهر بزنم
اونجا صد تا مرد کشتۀ اینن
که منو بکنن.

مرد گفت:
باشه برو بکن
من می­ تونم خونه بمونم و «پژوهش­ های ملی» رو بخونم.

چه نکبتی هستی تو!
زن گفت؛
دارم جون می ­کنم تا مثلن
به این رابطه، معنی بدم.

با چکش نمی ­شه این کارو کرد؛
مرد گفت.

زن پرسید:
می­ ریم سینما یا نه؟

مرد گفت:
البته! باشه، بیا بریم

در تقاطع «وسترن» و «فرانکلین»
راهنما زد که به چپ بپیچد
و مردی که از روبرو می­ راند
انگار که می­ خواهد راه را بند بیاورد
سرعت زیاد کرد.

ترمزها
نعره­ ای ناهنجار کشیدند
تصادف نشد
اما چیزی هم به تصادف
نمانده بود.

مرد به مرد ماشین روبرو فحش داد
مرد ماشین روبرو، فحشش را پس داد،
مرد ماشین روبرو با کس دیگری بود.
با زنش.

آن ها هم می­ رفتند سینما.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s