قدم زنی/ چارلز بوکوفسکی

منتشرشده: 24 ژانویه 2011 در بوکاوسکی
برچسب‌ها:,
از مجموعۀ پیانو بنواز مست؛ چون سازی ضربی تا انگشتانت کمی خون بیاید
Play the piano drunk like a percussion instrument until the fingers begin to bleed a bit
فارسی: طاهر جام برسنگ

هر شب، سر شب
هر شب نه!
بعضی شب­ ها
پیرمرد را می ­بینم
و سگِ سیاه و سفیدش را.

این طرف ­ها،
خیابان ­ها تاریکند
و همیشه هر بار که مرا می­ بیند
نگاهش ترس­خورده است.
با این حال
هراسان نیست
چرا که سگ نحیف کوچلویش را
به همراه دارد.

لباس­ های مستعملِ فرسوده می ­پوشد
با کلاهی چروکیده
دست­ کش ­های کتانی
با کفش­ های گشادِ شکم برآمده.

هیچ وقت
با هم حرفی نمی­ زنیم
تقریبن هم ­سنیم
هر چند خودم را از او جوان ­تر می­ بینم.

از این مرد و سگش
نه خوشم می ­آید          نه بد
هیچ وقت ندیده ­ام که یکی از آن دو
بنشیند و بریند
اما می ­دانم که هر دو این کار را می­ کنند.
این مرد و سگش به من حسی از آرامش می­ دهند.

آن­ ها به هم می­ آیند
مثل
تابلوی مغازه­ ها
چمن­ ها
پنجره ­های چرک­تاب
پیاده­ روها
آژیر خطرها
سیم­ های تلفن­
ورودی اتوبان­ ها
اتوموبیل ­های پارک شده
ماه؛
اگر که ماهی دیده شود.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s