چرا گردانندگانِ سایت خبری «استکهلمیان دات کام» مخفی اند؟

منتشرشده: 26 ژانویه 2011 در یادداشت ها
برچسب‌ها:,

شاید پرداختن به رسانه ای که در میان رسانه های جدی از اهمیتی آن چنان هم برخوردار نیست، کار جدی ای نباشد. از طرفی تا آن جائی که در این هفت هشت سالۀ اخیر به خاطر می آورم همیشه فضای خبریِ جامعۀ ایرانیان در زیست بوم من، استکهلم، به واسطۀ وجود رسانه های کاذب، فضائی مغشوش بوده. شاهد بوده ام که همزمان دستگاه هائی از راست و دروغ کردن ها و قاطی کردن دوغ و دوشاب سوءاستفاده کرده اند. همیشه به این فکر کرده ام که در شرایطی که بیشتر دروغ پراکن ها، مافیاوار در زد و بند با یکدیگرند، تنها شفافیت می تواند رهائی ببخشد. مطلبی که می خوانید به گمان خودم تلاشی است در شفافیت بخشیدن به فضای خبری زیست بومم.

چند سالی است که با سایت خبری «استکهلمیان دات کام» که مسقط ­الرأس خبرنویسانش ظاهرن در استکهلم سوئد است آشنائی دارم و گاه گاه مرتکب این عمل ظاهرن خلاف و ناشایست می ­شدم که به خبرهای آن سری بزنم. خلاف و ناشایست از این جهت که گویا خواست گردانندگان این سایت این است که خوانندگان شان دست­چین شده، لال و بی ­پرسش باشند. لال و بی ­پرسش در برابر خبرهائی دست­چین شده با زوایای تجاری-سیاسی، گاه با تیترهای هیجانی به سبک رنگین ­نامه­ های زرد.
این سایت که جا به جا هم تلاش دارد تا اصول خبررسانی و روزنامه ­نویسی را آموزش بدهد و در زیر هر خبرش این کلیشه را می­ چسباند که:
«تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح «استکهلمیان دات کام» بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل «کلیک» به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح «استکهلمیان دات کام» بعنوان منبع مجاز است.»
در کنار این سایت خبررسانی، کلوبی هم در جامعۀ مجازی فیس بوک باز کرده ­اند و این طور که خود می­ گویند این کلوب فقط برای دوستدارانشان است.
تا اینجای قضیه اگر از خبرهای نخ­ نمایشان بگذریم که می ­گذریم، ظاهرن مشکلی در کار نیست جز مشکل اصلی این سایت که همانا مخفی بودن گردانندگانش است و مجهول بودن هویت آن­ ها. استکهلمیان دات کام خوانندگانِ خبرهایشان را برای اظهار نظر به صفحۀ فیس بوکی ­شان رجوع می ­دهند. عضویت من هم در صفحۀ فیس­بوکی­ شان برای طرح چند پرسش در مورد خبر تهییجی و بی ­اساسی بود که در سایت خبریشان درج شده بود.
صفحۀ فیس­بوکی این سایت روز شنبه ٢٢ ژانویه ٢٠١١ با درج اطلاعیه ­ای به اعضایش اطلاع داده بود که کسانی که هویت جعلی دارند را حذف می­ کنند. از آن جائی که خود بنده همیشه و در همه حال به رغم فشارهای انواع و اقسام مستبدین طرفدار علنیت بودم روح این موضوع مورد پذیرشم بود. اما این که یک جریانِ بی ­هویت یا مجهول­ الهویت از دیگران بخواهد هویت خود را برایشان آشکار کنند به نظرم کمی بیش از اندکی بودار آمد. کوتاه و در یک جملۀ پنج-شش کلمه­ ای برایشان نوشتم که هویت خودتان چی؟
ظاهرن همین یک پرسش کوچک گردانندگان سایت و کلوب استکهلمیان را سر خشم آورد و تا مرز رو شدن کامل ماهیت­ شان، آن ­ها را پیش برد.
ابتدا چند جملۀ پرناسزا نوشتند خطاب به آسیاب بادی که می­ خواهد دلالی محبت آن­ ها را بر هم زند و در خانه ­ای که اعضای آن برای محبت کردن و کمک به همدیگر جمع شده ­اند رخنه کرده ­اند و همان جا با لحنی شداد و غلاظ وعده داده­ اند که «در بیرون انداختن اینگونه افراد درنگ نخواهیم کرد.»
آقایان استکهلمیان دات کام! چنین لحنی اصولن شایستۀ یک انسان متمدن نیست. انسانی که در یک جامعۀ متمدن زندگی می کند حتا اگر نسل اندر نسل را دیکتاتور زیسته باشد، کوچکترین مسئولیتش این است که از سخن گفتن به شیوۀ دیکتاتورها خودداری کند. گفتن یا نوشتن این که «در بیرون انداختن اینگونه افراد…» تنها در شأن دیکتاتورهاست و دیکتاتورزاده.
از این ها گذشته چرا در پرده حرف می زنید؟ چه کسانی برای نفرت پراکنی و خالی کردن عقده های شخصی اینجا -به نثر خودتان- رو می ­خواهند بمانند. آن ­ها چگونه می خواهند شما را به گند بکشند و جاهای دیگری که -باز به نثر خودتان- رفته ­اند و به گند کشیده اند چه جاهای دیگری بوده و چگونه -باز به لفظ خودتان- به گند کشیده­ اند؟ البته بوی این نوشته ظاهرن مشام خودتان را هم آزرد، چون حذفش کردید.
اصولن حرف های کلی و بی پشتوانه چیزی جز ناسزا نیست. برای شیرفهم کردن مطلب به گردانندگان این سایت خبری باید توضیح دهم که ناسزا همان فحش است.
استفاده از آزادی بیان بهانه نیست دوستان! استفاده از آزادی بیان یک حق شهروندی است. دیکتاتورهای ریش و پشم­دار و مقتدرش هم با همۀ توپ و تانک و زندان و دستگاه های سرکوبشان هیچ وقت به درستی قادر به خفه کردن آن نبوده ­اند حالا شما می خواهید با یک صفت دست مالی شدۀ «سوءاستفاده» با آن در بیفتید؟  راستی شما با چه کسانی درگیر هستید و از چه احساس خطر می کنید که «در بیرون انداختن اینگونه افراد حتی لحظه ­ای درنگ نخواهید کرد»؟
آقایان استکهلمیان دات کام، شما سال هاست سایتی را می گردانید که ظاهرن خبری است. حال از این نیز می گذریم که زوایای خبرهایتان به چه کیفیتی است یا اصولن دانش تان در چه سطحی است. وقتی که خبر پخش می کنید باید بپذیرید که کسانی از شما بخواهند تا مثلن دربارۀ منبع خبرتان توضیح دهید. چنین کسی احتمالن خیال بر هم زدن محبت­ سرای شما را، آن هم با نفرت پراکنی و خالی کردن عقده های شخصی، نداشته باشد. راستی مگر شما چه کسانی هستید که فکر می کنید عده ­ای می خواهند محبت ­سرایتان را به هم بزنند. اگر این بساطی که علم کرده­ اید یک سایت خبری است و پشت بندش هم یک اجتماع اینترنتی برای تبلیغ و تقویت همان سایت راه می ­اندازید، که باید «در بیرون انداختن» اندکی درنگ کنید و حتا در نوشتن و گفتنش. نمی شود فقط از مردم بخواهید کالایتان را بخرند و از کیفیتش پرسش یا انتقاد نکنند.
استکهلمیان دات کام پس از آن که سرش را به حد کافی به دیوار می­کوبد و خشمش فرو کش می­ کند به سبک اعلامیه ­های حکومت نظامی اعلامیه ­ای صادر می­ کند با عنوان « شرایط عضویت در کلوب فیس بوک استکهلمیان» که من به جهت رعایت عفت کلام چیزی از آن نقل نمی­ کنم فقط چون هنوز این اطلاعیه در سایت شان هست، دوستان کنجکاو را به اصل آن رجوع می­دهم:

http://www.stockholmian.com/klubb/sharayet.htm

عضویت در یک اجتماع چه مجازی چه حقیقی از نوع دمکراتیکش قبل از هر چیز به معنی تعامل است. آن چه در مورد دوست داشتن و سلایق مشترک نوشته اید البته به این نحو ابتری که نوشته اید ظاهرن بی عیب به نظر می­رسد. ظاهرن، از این بابت که گویا به هنگام خشم فراموش می­ کنید که خوانندگان خبرهای سایت­ تان را برای اظهار نظر به کلوب فیس­بوکی ­تان رجوع می ­دهید.
شرط عضویت و آگاهی از مطالب بسیاری از صفحه ­های فیس بوک، «کلیک» کردن کلیشۀ «دوست داشتن» است. یعنی این که بنده اگر بخواهم از مطالب خبرگزاری­ های رسمی دیکتاتورها، نازیست ­ها، لیبرال ها و لیبرال­ نماها و غیره هم در صفحه­ های فیس­بوکی­ شان؛ به فرض این که چنین صفحاتی وجود داشته باشد، اطلاع پیدا کنم، مجبور به کلیک کردن بر روی کلیشۀ «دوست داشتن» یا «لایک» هستم. شما علاقه دارید چنین «کلیک کردن­»هائی را به ریش بگیرد، خوب مختارید ولی این تصور باطل را دست کم در مورد بنده نفرمائید که از فرط علاقه به شما کلیشۀ «لایک» را «کلیک» کرده­ ام. خیر آن را لینک کرده ام که ببینم در این صفحه خوانندگان در مورد خبرهایتان چه می گویند. مگر نه این که خودتان ملت را برای اظهار نظر به آنجایتان رجوع می دهید؟
آقایان استکهلمیان دات کام، شما خود از مزایای آزادی بیان در یک جامعۀ دموکراتیک استفاده کرده ­اید و به همین واسطه یک سایت خبری دارید که کلی خبرهای تبلیغاتی از آن رهگذر به خورد ملت می دهید و به موقعش در کار همۀ کائنات هم دخالت می کنید، بگذریم از این که همزمان تبلیغات تجارتی هم می فروشید. حالا یک بنگاه شادمانی هم این کنارش باز کرده ­اید، خب بکنید، ولی نمی ­توانید بفرمائید سایت خبری ای که مدعی است استکهلم را دست کم زیر پوشش دارد یک وقت هائی هم به واسطۀ بنگاه شادمانی بغلش، خصوصی است. نمی شود در این میان شترمرغ بود. شتر یا مرغ؟ تکلیف ما را با خودتان روشن کنید.
شما تنها مدعی این نیستید که استکهلم را زیر پوشش خبری دارید که در شناسنامۀ سایت ­تان می ­نویسید:
Stockholmian är den mest besökta nyhetsiten på persiska i Sverige och Skandinavien.

که یعنی: «استکهلمیان بزرگ­ترین سایت خبری فارسی در سوئد و اسکاندیناوی است.»

چنین درشت­ نمائی ­هائی از خاصیت مرغ بودن­تان است یا شتر بودن­تان؟
آقایان استکهلمیان دات کام، جمله پرطمطراق بالا، بر سر در مغازه ­تان با یک حساب سرانگشتی این را می ­رساند که شما بقال­ هائی هستید که همچون دیگر همکارانتان، ماست­ تان ترش نیست، کاسب­ هائی هستید که قرار است از رهگذر چنین درشت ­نمائی با اعتبار دادن به خود، تبلیغات تجارتی بیشتری از شرکت ­های زبان­ بسته کسب کنید. آیا کسانی که به شما تبلیغات می­ دهند را هم بطور گزینشی از میان اعضای لال و بی ­پرسش انتخاب می­ کنید که دلیلی بر ادعایتان مطالبه نمی­ کنند؟ اشتباه نکنید من به کاسبی کسی کار ندارم، کنجکاوی­ هایم بیشتر اجتماعی است این است که به کسب­ تان ادامه دهید.
گنده­ تر از این زمانی است که می­ فرمائید:
«مقررات استکهلمیان پیرامون بیان عقاید و نظرات نیز دقیقا به مانند گذشته است: دفاع از لیبرالیسم در برابر آنارشیسم!»
با طرح این موضع سیاسی، پرسشی که برای من ایجاد می  ­شود این که چرا به شرح و بسط دقیقِ مواضع سیاسی خود نمی­ پردازید؟ لیبرالیسمی که به آن پایبند هستید کدام است و آنارشیسمی که خود را ملزم می­ دانید در برابرش بایستید چیست؟ و به فرض که بپذیریم افرادی بی­ نام و بی ­هویت که پشت بساطی بنام استکهلمیان دات کام سنگر مبارزه با آنارشیسم گرفته ­اند انسان­ های آزاده و لیبرالی هستند، در این صورت چرا مجبور به شترسواری دولا دولا هستید و کسانی که پرسشی دارند را به پشت و پسلۀ مجهول­ تان رجوع می دهید و می نویسید که:
«هر گونه پرسشی خطاب به استکهلمیان می بایست بجای طرح در فیس بوک مستقیا به مسئولین سایت استکهلمیان ئی میل شود»
پرسش این است که چرا؟ زمانی که زیر هر خبر منتشره در سایت­ تان می­ نویسید که: «نظرات شما»، یعنی لینکی که مستقیمن به صفحۀ فیس­بوکی­ تان می ­انجامد، این که «هر گونه پرسشی خطاب به استکهلمیان می بایست بجای طرح در فیس بوک مستقیا به مسئولین سایت استکهلمیان ئی میل شود» چه معنی می ­دهد؟
اما پرسش اصلی کماکان همان است که از اول بود یعنی این که مسئولین سایت استکهلمیان چه کسانی ­اند که باید «هر گونه» پرسشی به آنها «ئی میل» شود و در ملاء عام مطرح نشود؟ واقعن چه عاملی باعث می شود که خود را مخفی کنید؟ این پرسشی بود که در صفحۀ فیس­بوکی شما مطرح شد و شما را بر سر خشم آورد اما من همچنان دنبال پاسخش هستم. آقایان استکهلمیان دات کام شما واقعن چه کسانی هستید؟ شما که به درستی از خلایق می خواهید که برای عضو شدن در کلوب­تان از هویت درست استفاده کنند این اصل درست علنیت را چرا خودتان اجرا نمی­ کنید و خود را معرفی نمی­ کنید؟ یا چرا دست کم دلیلی بر مخفی کاری تان نمی آورید!

دیدگاه‌ها
  1. طاهر جام برسنگ می‌گوید:

    دوستان توجه داشته باشید که گروه مخفی استکهلمیان همۀ گاف های خود را به شیوۀ گربه «لاپوشانی» کرده و لینک هایی که در این مطلب قید شده اند را نابود کرده. گه کاری و بعد «لاپوشانی» این دوستان برایم تازه گی ندارد. در عین حال این گروه مخفی بطور مستمر و مراتب در حال گه کاری خبری است که در مطلبی که بزودی در این مورد منتشر خواهم کرد ضمن رونمائی از مسئولان مخفی این سایت گه کاری های دیگر این «گروه» معلوم الحال مجهول الهویه را رو خواهم کرد.
    / ط. جام

  2. باباکوشا می‌گوید:

    سلام عمو
    من که از استهکلمیان دات کام نه چیزی دیده بودم و نه چیزی خوانده بودم ولی با توجه به ادرسی که در متن یادداشت بود به صفحه اشون رفته و توو اوون بازار مکاره شرایط عضویت رو نیافتم و اومدم که ادامه ی یادداشت رو بخوونم – تو همین حین و بین صدای دلنشین مرضیه گوشم رو نوازش میداد که به خودم گفتم این همسایه ی ما هم تو این تابستونی چه دل شکفته ای داره ها سر ظهر چه مرضیه ای گوش میده – دیدم نه انگار صدای مرضیه از تو هدفون ام میاد تازه کاشف به عمل اومدم که بعله سایت خبری و طنین صدای خواننده محبوب !! گفتم این می تونه چی رو به من بگه گفتم بله می تونه خبرهای درهم برهم داشته باشه و برای این که من نتونم تمرکز کنم و دوغ و دوشاب رو از هم تشخیص بدم یه دل ای دل ای هم تنگ خبر زده باشن . . .
    این یه برداشت کاملا» عامیانه از یه کاربر عادی این تر نت است !! حال تو خود حدیث مفصل بخوان از اوون مهمل ؛-)
    روشنگری هات رو دوس دارم
    این جمله هم خوب خودنمایی می کرد توو یادداشت
    مگر نه این که خودتان ملت را برای اظهار نظر به آنجایتان رجوع می دهید؟
    دستت درد نکنه آقای بهداشت
    دس مریزاد

    • طاهر جام برسنگ می‌گوید:

      این قوم ظاهرن از مأمورائی استفاده می کنند که خردگرایی، شعور و شرافت را برای دیگران موعظه می کنند، همزمان که میزان درک خود هر سۀ اینها را در یک یادداشت چند خط و نیمی به نمایش می گذارند. اون شرایط عضویت را هم مثل خیلی از افاضات و شکرخوارگیهاشان، نابود کرده اند، ظاهرن عینهو آب خوردن. دروغ و دبنگ شیوۀ این دوستان است و از آنجائی که شرفی برای مهملاتشان قائل نیستند اصلن براشون مهم نیست که چیزی بنویسند و پس از رو در روئی با سنبۀ سفت بر آن خاک بپوشند.

  3. رویا می‌گوید:

    با درود بر آقای جام برسنگ
    شماره ای زیر آدرس ایمیل شخصی که خود را ایران افغان نامیده اند چه شماره ای است؟ به نظرم آی پی آدرس فرد مزبور باشد که در این صورت شاید پیدا کردن ایشان کار سختی نباشد

    • طاهر جام برسنگ می‌گوید:

      سلام و سپاس از توجه تان!
      این شماره همانطور که حدس زدید آی پی آدرس یکی از اشخاص گروه زیرزمینی-مخفی استکهلمیان دات کام است که با همۀ شرافت ادعائی که در نوشته شان می بینید مانند دزدی شرافتمند پنهانی و با نام مستعار نزول اجلال فرمودند و از بس هول بودند آدرس شان که می شود شناسنامه شان و آدرس منزلشان، برایمان جا گذاشته اند. همانطور که در ایمیلتان تذکر داده بودید با این آدرس آی پی، شخص متخلف قابل تعقیب هستند. اما از آن جائی که فرد مزبور که بنده خوشبختانه سعادت آشنائی نزدیک با ایشان نداشته ام، مأمور و معذور هستند من تنها به حذف ایشان از لیست دوستان فیس بوکم، در روز پس از ارتکاب به جرمشان قناعت کردم، چه معتقدم منبع چنین شرافتمندی هائی که این مأموران امنیتی ابله مدعی اش هستند، با جریمه و درگیری های سبک قانونی خشک نمی شود. خیال ندارم در پاسخ تان زیادی روده درازی کنم تنها بر خود می دانم که باز از توجه تان سپاسگزاری کنم و به اطلاعاتان برسانم که چون مسئلۀ من از گیر دادن به جریانات دو پولی تنها در افتادن با فساد، مافیاگری و «وردار و ورمالی های» رایج است، من را راغب می کند که به افشای هر چه بیشتر گروه ها و جریان های مبتذل، و در بهداشتی کردن زیست محیطم و زدودن این گونه ویروس های بیماری زا بکوشم!

  4. ایران افغان می‌گوید:

    جالب این است که در متن وزین! خودتون از یک سو این سایت رو «رسانه ای که از اهمیت چندانی برخوردار نیست» قلمداد کردید و همزمان وقت گرانبهای خودتون رو صرف نقد رسانه ای می کنید که قبلا آن را «بی اهمیت» تلقی کردید. شما همین تهمت ها و توهین ها رو در صفحه فیس بوک نسبت به گردانندگان پژواک هم کردید و قبلا هم در هر کجا که قدم گذاشتید جز نفرت و حمله و انتقاد چیزی به ارمغان نیاوردید و در نتیجه مجبور به ترک همه اون مکانها شدید. از نظر شما هزازان نفری که خواننده اینگونه رسانه ها هستند و یا در صفحه فیس بوکشان عضو شده اند نادان و فریب خورده اند و خرد تنها در انحضار شماست. بزرگترین و پر طرفدارترین وب سایت های خبری فارسی از ایران پرس نیوز گرفته تا پیک ایران دارای چهره فردی بعنوان معرف سایتشون نیستند چون وب سایت های اینترنتی حاصل کاری گروهی اند که در میان میلیونها و شاید میلیاردها صفحه اطلاعاتی دیگر برایگان بر روی اینترنت قرار می گیرند و انتخاب با کاربران است که کدام را انتخاب کنند. در نهایت برخی وب سایت ها کم بیننده و «بی اهمیت» میشوند و برخی هم مانند وب سایت شما پر بیننده و با اهمیت, انتخاب با کاربران است که همان مردم هستند که شعورشان در انتخاب بدون شک از من و شما بیشتره. اما از نظر من گردانندگان همه اینگونه وب سایت ها که حداقل با اطلاع رسانی کمک کوچکی به همنوعشان میکنند هر چه که باشند از کسانی که به جرم ضرب و شتم و کتک زدن انسانها در دادگاه یک کشور دمکراتیک محکوم شده اند بسیار با شرف ترند دوست گرامی.
    iranafghan@yahoo.com
    81.234.132.184

    • طاهر جام برسنگ می‌گوید:

      آقای ایران افغان دات کام باید عرض شود که نظر شما اولین نظری است در این وبلاگ که با اسم مستعار داده می شود از این بابت به عنوان اولین دزد ناشی که به کاهدان زدید بهتون «دوست»انه تبریک میگم.
      به جای استفاده از شیوه های شناخته شدۀ پلیسی-امنیتی بهتر بود به پرسش اصلی جواب می دادید، این که پیک ایران و پارس نیوز حاصل کار گروهی اند چیز زیادی دربارۀ مخفی گاه شما نمی گوید. ضمن این که مشاهده نشده سایت هائی که حاصل کار گروهی اند از بازدیدکنندگانشان بخواهند هویت خود را برایشان آشکار کنند. حالا شما که آن گونه که خود می گوئید آدم شرافتمندی هستید اما به نظرتون دوستان مخفی استکهلمیان دات کام اطلاعات افراد را برای چه منظوری لازم دارند؟

  5. علی اوغازیان می‌گوید:

    طاهر عزیز ممنون از نوشته زیبایت که سخن از دل ما میگوید
    با حرف هایت کاملا موافقم و تاکید ویژه بر روی هویت علنی که ذکر کردی دارم … کسی یا گروهی که عنوان خبرنگار را بر خود می گذارد اما حتی جنسیتش هم معلوم نیست, آنهم در دنیای امروزی و از آن بدتر در کشور دمکراتیکی مثل سوئد, می تواند نشان از روابط پنهانی داشته باشد…این روابط می تواند از سفر تفریحی به ایران باشد تا داد وستد و آدم فروشی
    البته من که تازه وارد هستم و نمی توانم قضاوت کنم اما از آنجا که به تازگی از مهد دیکتاتوری و آدم فروشی می آیم, از راه دور هم بوی این گونه اشخاص و گروه ها را حس می کنم
    و اما درباره هویت خبری این وبسایت که بیشتر به جوکی بی مزه می ماند باید خوانندگان را به صفحه اصلی آنجا ارجاع داد که در نگاه اول درست شبیه سر در عشرتکده ایی ارزان قیمت است تا یک وبسایت خبری آنهم بزرگترینش در اسکاندیناوی !!ا
    ما هر دو به اندازه کافی خبرگزاری دیده ایم و با ورود به صفحه اصلی یک خبرگزاری تا حدود زیادی می توانیم به سلیقه و سمت گیری نویسندگان و تیم موسس آن پی ببریم
    به نظر من مهم اینست که آدمی از پس ادعایی که می کند بر بیاید.به این معنا که وقتی وبسایتی مثل استکهلمیان دات کام مدعی می شود بزرگترین وبسایت خبری اسکاندیناوی است اما در عمل به گونه دیگری رفتار می کند به خودی خود تمامی فعالیت های دیگرش را هم به زیر سوال می کشد
    به واقع اگر در سردر پر زرق و برق و چراغانی شده اش بنویسد یک وبسایت تجاری با هدف دوست یابی و انتشار اخبار خانوادگی آنوقت هیچ کس انتظاری بیشتر ازآنهم از آن نخواهد داشت و دلخوری ایی هم پیش نخواهد آمد
    در عین حال شما هم اینگونه جوابیه های سرپایی و غیرحرفه ایی از جانب امثال آنها را بگذارید به حساب سوزش ماتحتشان که بر اثر پرسش و بیان حقیقت از جانب شما به وجود آمده است

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s