راز و رمز هدایا از نگاه کلثوم ننه

منتشرشده: 4 فوریه 2011 در بررسی کتاب
برچسب‌ها:,

کلثوم ننه (عقاید النساء) همانطور که از نامش بر می‌آید یک روایت مردانه است از خرافات، سنن، رفتار و عادات زن‌های عامی. این کتاب می تواند وصف حال و شرح اعتقادات کلثوم ننه ها، دده بزم آراها و بی بی شاه زینب های امروزی هم باشد که ظاهری مدرن دارند و در و دیوار ویترین خود را از فروغ فرخزاد تا سیمون دوبوار پر می کنند اما درونشان پر از کلثوم ننه ها و زینب کماندوهاست. مؤلف آن ملاآقا جمال خوانساری است که مقارن با صفویان می‌زیسته. سال تولد نویسنده را ۱۶۰۵ میلادی ثبت کرده‌اند و محل تولدش خوانسار در نزدیکی اصفهان. نویسنده از خانواده‌ای مذهبی بود. پدرش شیخ الاسلام ملا آقا حسین خوانساری در زمان خود روحانی محترمی بوده است. مردانه بودن اثر، آن را مشابۀ کارهائی نظیر تأدیب النسوان که به عبید زاکانی نسبت داده‌اند می‌کند. صرف نظر از این که مطالب زن‌ستیزانه و البته خرافات‌ستیزانۀ این اثر مورد قبول‌مان باشد یا نباشد، کار شیرینی است. این کتاب در سال ۱۹۹۹در آلمان به کوشش و ویرایش بهرام چوبینه توسط انتشارات آزاده سپهری به چاپ رسید (خدا می‌داند برای چندمین بار). ویراستار در پیشگفتاری که بر این کتاب نوشته ضمن شرح و بسط  اثر و تحلیل شرایط تاریخی نشر آن کلی هم انتقام‌های تاریخی از اعراب کشیده است. باب شانزدهم این اثر که طبق نسخه‌ای که من در اختیار دارم، باب آخر کتاب هم هست را می‌خوانیم:
ضمنن نسخه ای الکترونیک از این کتاب موجود است با طراحی طناز ارزشمند بیژن اسدی پور. آن را می توانید از «کتابناک» دانلود کنید

 

باب شانزدهم

در بیان چیزهائی که از برای یکدیگر میفرستند

اگر چنانچه همگی ذکر شود هر آینه کتابها خواهد شد و در این‌ها اختلاف بسیار است و آنچه صحیح است آن است که علمای سبعه مذکوره قائل شده‌اند و هیچ کدام اختلاف نکرده‌اند در آنها این است:

هِل درست یعنی: حلم دارم.
هِل باز یعنی: هلاکم.
هل یک طرف پوست کنده یعنی: در حلم پاره پاره شدم.
میخک یعنی: کبابم.
دارچین لوله یعنی: قربانت شوم.
دارچین پاره پاره کرده، یعنی: بیمارم چه کنم؟
جوز درست یعنی: من از توام هیچ غم مخور.
جوز یک طرف سائیده یعنی: درد و ضعف دارم، این را مالیده‌ام تو هم بمال.
نبات، یعنی: در چشم من شیرینی.
صندل، یعنی: هر وقت که ترا می‌بینم آب می‌شوم.
شیشه، یعنی دل من از دست تو نازک شده است.
عناب، یکی از علماء گفته:
عناب لب قند ترا قند توان گفت
چیزی که بجائی نرسد چند توان گفت
زعفران، برای زعفران نیز بیتی گفته‌اند:
زردم کردی چو زعفران سوده
تا چند خورم غم بیهوده
انچوچک، یعنی: لعنت بر تو.
فندق شور، یعنی: غصه خورده‌ام و میخورم.
فندق شور {نکرده}، یعنی: همیشه با داغ توام.
فندق سر داغ کرده، یعنی: آتش بر سرم افتاده در طلب تو.
فندق کون پهلو داغ، یعنی: چنانچه آتشم بر دل زدی، آتش بر کونت بیفتد.
بادام پوست کنده، در این باب نیز بیتی گفته‌اند:
بادام سپند نیز سر برآورده ز پوست
عالم خبر است من ترا دارم دوست
ذغال، یعنی: دشمن رو سیاه شود.
موم، یعنی: از غمت مثل موم شدم.
کاه، یعنی: سرگردان تو هستم. نیز بیتی گفته‌اند:
تکیه بر دیوار دارم همچو کاه از دست تو
بر در و دیوار بنویسم که آه از دست تو
کاغذ زرد، نیز بیتی گفته‌اند:
این زردی رنگ از فراق تو شده
رنگ زرد یعنی: دل تنگ شدم.
کاغذ سرخ به اعتقاد کلثوم ننه یعنی:
برایت می‌نویسم نامه‌ای از بسکه خون گریم
تو گوئی کاغذ مکتوب من رنگ حنا دارد
تیر و کمان، یعنی: (به نظم گفته‌اند)
عاشق کردی مرا به بازی
استاد شدی تو و کمان می‌سازی
خواهی که به یک شست، دو تیر اندازی
من نرد نیم به ششدرم اندازی!
مرد از برای زن، به اعتقاد کلثوم ننه، اگر تنگ طلا بفرستد این معنی دارد:
تو که از تنگ طلا می می‌خوری
سر سرنای*[1] مرا کی می‌خوری؟


* سرنا یا سورنا: سازیست بادی که از چوبی مخصوص ساخته شود. این ساز در غالب نقاط ایران موجود است و آن را همراه دهل نوازند. سری تیز(دارد) و هنگام دمیدن تولید صدا می‌کند و انتهای آن گشاد است. به کنایه به آلت تناسلی مرد هم گفته می‌شود: تو کز مینای زر می می‌خوری، می/ سر سرنای ما کی می‌خوری، کی؟

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s