خواهر سکسیه/ چارلز بوکوفسکی

منتشرشده: 21 فوریه 2011 در بوکاوسکی
برچسب‌ها:, ,

 از مجموعۀ:  Come on in!
فارسی: طاهر جام برسنگ

 

 چهارتاشون بودن بین سنای ۳۰ تا ۴۵
و همۀ حرفاشون از مردا بود و سکس
یعنی این که طالب همه جورش بودن
و براشون غیر از سکس، هیچ چیز دیگه نبود.

 من با خواهر کوچیکه زندگی می­کردم
که منو به اجرای یه کارای سکسی وا می داشت
که تا اون وقت اسمشونو هم نشنیده بودم.

 «خب حالا بذار این تریپو بریم.»
«بسیار خوب.»

 اوائل، پرشور بود، پرماجرا
و حتا بامزه
اما با گذر ماه­ها
و بالا رفتن تعداد شبا
یواش یواش شروع شد به این که بدم بیاد
«آه، یه دور دیگه هم سکس!»
(او غیر از این، دوست داشت تو جاهای عجیب بکنه
مثلن تو پارکای عمومی
یا تو اتوموبیل وقتی که داشتم می­روندم.)
یواش یواش رسیدم به این که همۀ خواهرا دیوونه­ن
یکی از اونا تو دیوونه­خونه بوده (کسی که با منه.)

 خواهرا قا قاه گوشخراشی داشتن
خنده­های خیلی زشت
و برا این که خنده­هاشونو تحمل کنم
مصرف الکلم بالا رفت.

 مشروب خوردنم خواهری که با من بودو عصبانی می­کرد
چون باعث می­شد به جای اجراهای سکسی
برم و بخوابم.

 بالاخره به خانمم گفتم که نمی­تونم ادامه بدم
و گفتم که تمومش کنیم
و مث این که او هم اولش قبول کرده بود.
اما آخرش یه جور دیگه نشون داد
شروع کرد به این که دائمن تلفن بزنه
بیشتر،  دیروقت، ۳ و ۴ صبح
«کسی اونجا پیشته، درسته؟»

 همه جا دنبالم بود،
یک بار لباسا را دادم لباسشوئی
بیرون که اومدم ماشینم قراضه شده بود
صندلیاش پاره بود
شیشه­ها شکسته
داشبورد خرد
و همۀ اینا
سه چهار دقیقه وقت ورداشته بود
انگار که ببر تو ماشین ول کرده باشن.

 یه وقت دیگه داشتم با یه زن دیگه
عشق­بازی می­کردم
که شیشۀ پنجره شکست و صورت خواهره اون پشت می­جنبید
تف کرد به من و گفت: «حرومزادۀ مادر جنده»
و رفت.

 خانمی که تو تخت بود
از ترس لرزید و پرسید
«چی بود؟»

 «هیچی عزیزم، هیچی.»

 خواهر سکسیه دو بار سعی کرد
از دو راه مختلف
سر به نیستم کنه
و هیچ بار موفق نشد.
بگم که پلیس هم کمک بزرگی نبود
اومدن و گرفتنش
اما او تونسته بود یه جور مجابشون کنه
و تقصیرو گردن من بندازه.

 هر دو بار به من گفتند
«این خانم هیچ اشتباهی مرتکب نشده.»

 دو جوخه افسر.

 یعنی به همۀ اونا داده بود؟
خوشبختانه
با گذر ماه­ها یواش یواش
حملات تروریستی­اش را ترک کرد
اواخر فقط یکی دو تا تلفن ناله­آلود بود
بعد یکی دو تا نامه
و بعدش سکوت.

 احتمالن کسیو پیدا کرده که بتونه همۀ اون حالتای سکس را
                                                                      که بهم یاد داد بودو
اجرا کنه
و اجراش احتمالن از من
بهتره.
امیدوارم.

 و فقط امیدوارم که مرده
دوست داشته باشه
۶۲ بار در ماه بکنه.

دیدگاه‌ها
  1. بابک می‌گوید:

    درجه یک

  2. دلشاد می‌گوید:

    دستت درد نکنه طاهر

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s