یک شعر/ چارلز بوکوفسکی

منتشرشده: 1 مارس 2011 در بوکاوسکی
برچسب‌ها:,

از مجموعۀ Play the piano drunk like a percussion instrument until the fingers begin to bleed a bit
فارسی: طاهر جام برسنگ

 

از خیابان­ های پشت و پسلۀ شهر آرام می­ رانم
به خانه ­ها نگاه می­ کنم
سطل­ های آشغال
به نرده­ ها
همه تخریب شده
از ردیف انبارها و پستوها
رد می­ شوم
بعد به سمت بندر می­ روم و پارک می­ کنم
از ماشین پیاده می­ شوم
در یک لحظه، قهوه­ ای سفارش می­ دهم
پشت میزی می­ نشینم
به ردیف کشتی­ ها نگاه می­ کنم
که به درازی کوچه­ اند و راه دریا گرفته ­اند
و به همۀ زن­ هائی فکر می­کنم که دیگر نیستند
و به این که چقدر مشتاق شان بودم
و به این که
چه وسعت معنائی داشتند برایم
وسیع­ تر از هر یک از این کشتی­ ها
و حالا با مردی دیگر گذران می­ کنند
یا تنها.

بلند می ­شوم، سوار ماشین، به سمتِ بقالی
شراب می­ خرم، پرتقال
تربچه، پیاز تازه و دستمال توالت
به آدم ­هائی نگاه می­کنم که زمانی خطرناک می­ نمودند
ولی حالا بی ­میل
چرخ خریدشان را هل می­ دهند
بی­ غر و لند، بی­ دعوا
کاملن شکیبا.
حتا میدان­ های اسب­ سواری هم بسته بودند
نوعی تعطیلی.

سوار بر ماشین می­شوم با جنس­ ها
خیابان­ های پشت و پسله را،
که بچه­ ها در آن­ ها مشغول یک جور بازی­ اند،
باز در می­ نوردم
بچه­ ها کوچه می­ دهند که ماشین رد شود
نه فحش می­دهند، نه سنگ پرت می­کنند، کاملن ساکت
بعد از ظهر
بی چیز قابل عرضی طی می­ شود
غروب می­رسد
نه صدای آمبولانسی
نه حتا
سگی مرده در خیابان.
شب سختی می­شود،
با زنم بدرفتاری خواهم کرد،
و این بدرفتاری­ به هیچ وجه
نتیجۀ اشتباه او نیست.

 

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s