خداحافظ/ چارلز بوکوفسکی/ شعر

منتشرشده: 24 مارس 2011 در بوکاوسکی
برچسب‌ها:, , ,

از مجموعۀ
War All The Time- poems 1981-1984

فارسی: طاهر جام برسنگ

خداحافظ همینگوی خداحافظ سلین (مرگ‌تان در یک روز بود)
خداحافظ سارویان خداحافظ هنری میلرِ پیرِ خوب خداحافظ تنسی ویلیامز خداحافظ سگ ‌های مردۀ شاهراه‌ ها خداحافظ همۀ عشق‌ هایی که هرگز کام نیافتید خداحافظ ازرا همیشه غم‌انگیز است همیشه وقتی که مردم می‌بخشند و پس گرفته می‌شوند همیشه غم‌انگیز است قبول دارم قبول دارم و می‌خواهم اتومبیلم را به تو بدهم و فندکم را و بغلیِ نقره‌ایم را و سقفی که جلوی بسیاری از باران‌ها  سپر بود خداحافظ همینگوی خداحافظ سلین خداحافظ سارویان خداحافظ هنری میلرِ پیر خداحافظ کامو خداحافظ گورکی
خداحافظ بندبازی که از بند می‌افتی وقتی که چهره‌های مات اول بالا را می‌پایند بعد پائین را و بعد دوردست را
خشمگین باش از آفتاب، جفرز گفت، خداحافظ جفرز، فقط می‌توانم احساس کنم که مرگِ آدم‌های خوب و آدم‌های بد به یکسان غم‌انگیز است
خداحافظ دی اچ لارنس خداحافظ به روباه‌های رؤیاهایم و به تلفن
از آن چه همیشه انتظار داشتم بسیار دشوارتر بوده
خداحافظ تونیِ دو تُنی خداحافظ سیرک پرنده
کافی بود کارت خداحافظ تنسیِ الکلیِ حمالِ میدان‌های سرعت[1]
یک بطر اضافه برای تو می‌زنم
امشب.


 [1] Speed-freak

دیدگاه‌ها
  1. باباکوشا می‌گوید:

    با اینکه هیچ نفهمیدم
    اما خداحافظ

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s