بایگانیِ ژوئن, 2011

از مجموعۀ
War all the time

فارسی: طاهر جام برسنگ

شبی
اگر
۵ یا ۶ شعر بنویسم
که خوب باشند
به گمانِ خودم
نگرانیم شروع می‌شود:

 فرض کن
خانه آتش بگیرد

 نگرانِ خانه نیستم
نگرانِ اینم که
آن ۵ یا ۶ شعر خوب
بسوزند

 یا

 دوست دختری سابق
وقتی که اینجا نیستم
بیاید
و شعرها را بدزد یا نابود کند.

 پس از نوشتنِ
۵ یا ۶ شعر
مستیِ مَلَسی دارم
و وقتی
تصمیم می‌گیرم که شعرها را کجا پنهان کنم.
اندکی مشروب بیشتر
می­خواهم

 بعضی وقت‌ها
که به پنهان کردن شعرها
فکر می‌کنم
وقتی تصمیم خود را
برای پنهان کردن آن‌ها می‌گیرم
نمی‌توانم پیداشان کنم…

 آن وقت
جستجو
شروع می‌شود

 و
به هر جهت
تمام اتاق
از کاغذ پوشیده است

 و

 من در پنهان کردن شعرها
هوشیارم
شاید
هوشیار‌تر باشم از نوشتن‌شان.

 پس
وقتی که پیداشان می‌کنم
مشروب دیگری می‌زنم

 دوباره
پنهانشان می‌کنم

 فراموش می­ کنم
بعد
خوابم می ­بَرَد…

 تا
لِنگِ ظهر
بیدار شوم
تا شعرها را
به یاد بیاورم
و دوباره
پی­ شان بگردم

 معمولن
فقط ده تا پانزده
دقیقه
طولِ سکرات

 تا پیداشان کنم
و بخوانمشان
و بعد
از آن­ ها
چندان
خوشم نیاید

 اما می­دانی
بعد از
آن همه کار

 آن همه
مشروب
پنهان کردن
پیدا کردن

 به اینجا می­رسم
که خوب است
برای ثبت مشقت­ هام
آن­ ها را
به بیرون
روانه کنم

 که
اگر قبول شود
در مجله­ ای کوچک
رؤیت می­ شود
با تیراژی بینِ
١٠٠
تا ٧۵٠

 یک سال و نیم
بعد

 شاید.

 ارزشش
را
دا
رد.